الشيخ علي الكوراني العاملي
64
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى )
در 1 / 202 ، 7 / 159 و 161 و 8 / 103 از عايشه روايت ميكند : « پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) در نمازش از دجال به خدا پناه ميبرد و ميگفت : خدايا ! من به تو از عذاب قبر و فتنهى مسيح دجال و فتنهى زندگى و مرگ پناه ميبرم . » ( 1 ) 6 . بخارى خود در احاديث دجال دچار تناقض گويى شده است ، بلكه فراتر آنكه رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) را به تناقض گويى متهم نموده است ! در 8 / 103 به واسطهى انس روايت ميكند : « دجال به طرف مدينه ميآيد و ليكن فرشتگان را مشغول نگهبانى آن ميبيند . نه دجال و نه طاعون نميتوانند به مدينه نزديك شوند . » در 2 / 223 و 8 / 108 نيز ، از آن حضرت چنين ميآورد : « ترس و رعب از مسيح دجال وارد مدينه نميگردد ، در آن روز مدينه هفت در دارد و بر هر درى دو فرشته است . » وي ، اين را از يك سو و از سويى ديگر نقيض آن را ميآورد . وى در 8 / 101 از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) روايت ميكند : « دجال ميآيد تا آنكه در ناحيهاى از مدينه وارد ميشود و تمام كافران و منافقان به سوى او ميروند . » در 8 / 103 روايت ميكند : « دجال در بعضى از شوره زارهاى مدينه وارد ميشود ، پس مردى كه در آن روز بهترين مردم - يا از بهترين آنان - است به نزد او آمده ، ميگويد : گواهى ميدهم كه تو آن دجالى هستى كه رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) دربارهاش براى ما سخن گفته است . پس دجال [ به مردم ] ميگويد : اگر اين شخص را بكشم سپس زنده گردانم ، باز هم دربارهى من ترديدى خواهيد داشت ؟ آنان هم ميگويند : نه ، او هم آن مرد را ميكشد و زنده ميكند . » با اين حساب حرمت ورود به مدينه بر دجال چنان خواهد بود كه او وارد حومهى آن ميشود و اهالى آن از او ميگريزند ، منافقان مدينه به نزد او ميآيند ، او بر مؤمنين تسلّط مييابد و مردى صالح از آنان را ميكشد ، در اين صورت ديگر چه چيزى براى حفظ كردن مدينه باقى ميماند ؟ ! فراتر آنكه طيالسى از محجن از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) نقل ميكند كه تمام اهل مدينه ميگريزند ! وى در مسند خود / 183 ميآورد : « بدا به حال آن شهر در روزى كه اهالى آن ، آن را ترك
--> ( 1 ) . مشابه آن را در 2 / 103 از ابوهريره و در 5 / 223 از انس نقل ميكند و در 7 / 158 روايت ميكند كه سعد از فتنهى دنيا - يعنى فتنهى دجال - به خدا پناه ميبرد .